تمام فرصتم برای خداحافظی
از سیاهی بود تا سیاهی
کوچ ، ای کوچ کبود
امانم ندادی
گشتی در کوچه پس کوچه های خاطراتم بزنم
- میان دشت های میانگران1
- معبد تاریشا2، نگین بلندی های زاگرس
- نهایت آرزویم ، منگشت3
- حجاریهای به امانت مانده، در دل تخت سنگ های کلدوزخ4 و کول فرح5
و حتی اجازه ندادی
فریادهای خفته ، سکوت های طولانی ، غم ها و شادی هایم
از رودخانه ، زیبای هلایجان6 صید کنم
آری ؛
روح مرا همراه کالبد مفرغيِ مرد پارتي به سرزمین غریبه ها کوچاندند
و جسمم را به عنوان آخرین هدیه هانی7 به مسلخ بردند
کوچ ، ای کوچ کبود
چون سیلی عظیم
مرا از زادگاهم کندی و بردی
عقربه ها از پس هم دویدند
سیاهی در سپیدی گم شد
سبزه به سپیده پیوند خورد
سال نو شد و دوباره تکرار
و حالا من آمده ام
شهرم را چون کودکی بیمار یافتم
که مرا از خود می راند
شرمگینم
شرمگین
در دستانم مرهمی ندارم
مرهمی ندارم ....
وچقدر دلم برای سیاه چادر های نشسته در دامان چویل و ریواس و برای ایل و صفای همیشگی اش تنگ است. ای کاش کسی درد هایم را به آواز محلي می خواند
1- دشت و تلابی در استان خوزستان ، شهرستان ایذه
2- معبد مربوط به دوران ایلامیان، 5 هزار سال قبل از میلاد واقع در استان خوزستان ، شهرستان ایذه
3- یکی از رشته های مرتفع زاگرس در حاشیه شهرستان ایذه
4- کول فرح تنگهای در هفت کیلومتری شمال شرقی ایذه، شامل شش نقش برجسته متعلق به دوره ایلامیان است که با توجه به سنگ نبشتههای به جا مانده و بقایایی از محل زندگی آنها در گذشتههای دور که در میان کوهها باقیمانده است مانند گورها کانال آب و بقایای ساختمان و نقطه دیدبانی میتوان گفت این محل پرستشگاه نارسینا، یکی از خدایان ایلامی بوده است.
6 رودخانه فصلی بسیار زیبا در نزدیکی شهرستان ایذه
7 نام یکی از پادشاهان ایلامی که نام خود و خانواده اش در حجاری های معبد تاریشا آمده است.
8 کالبد مفرغی مرد پارتی : مجسمه سرباز اشکانی در روستای شمی نزدیک شهرستان ایذه کشف شده بود.
برچسب:
نویسنده: نگین کریمیپور